سلام به همه ی دوستان عزیزم

تصمیم گرفته بودم یه مدتی وبلاگ رو تعطیل کنم ولی الان دیگه با خوندن مطلبی که دلم رو به درد آورد مطمئن شدم.از همه ی دوستان عزیزی که تو این مدت با نظرات خوبشون راهنمای راهم شدند و واقعا از نظراتشون استفاده کردم ممنونم و همینطور پیوندهای خوبم که مطمئئن یاشید این پیوندها هیچگاه پاره نمیشه و حتما مطالبشون رو میخونم و بهشون سر میزنم.به امید موفقیت برای همه ی شما عزیزان

شاید اگه روزی کورسویی توی قلبم پیدا بشه و بتونم با این همه شک کنار بیام بازم برگشتم...

به امید اون روز...

دنیا کوچک تر از آن است

که گم شده ای را در آن یافته باشی

هیچ کس اینجا گم نمی شود

آدمها به همان خونسردی که آمده اند

چمدانشان را می بندند

و ناپدید می شوند

یکی در مه

      یکی در غبار

                یکی در باران

                             یکی در باد

و بی رحم ترینشان در برف

آنچه بر جا می ماند

رد پایی است

و خاطره ای که هر از گاه

پس میزند مثل نسیم سحر

پرده های اتاقت را.

دل تنگم

دلم خیلی تنگه.....خیلی زیاد ...

همین.

داستانی از مثنوی

شاهی دو غلام می خرد، یکی از آنان را بسیار خوش سخن و شیرین جواب و با رخساره ی زیبا و ظاهری زیبا می یابد و آن دیگری را کثیف و بد بو و زشت رو، با خود می گوید :

 

آدمی مخفی است در زیر زبان      این زبان پرده است بر درگاه ِجان

پس باید با آنها به گفت و شنود پردازم تا پرده های درون آنها کنار رود و باطن آنها را بخوانم. برای این مقصود نخست غلام زیبارو و خوش سخن را به حمام می فرستد. در غیاب او با غلام زشت رو به گفتگو نشسته و می گوید : «این غلام که هم زیباست و هم خوش سخن، درباره ی تو بد گویی می کند و می گوید که تو دزد و خیانت کار و نامرد هستی، بگو ببینم نظر تو چیست ؟»

 

غلام زشت رو می گوید : «او جز راست نمی گوید، من از او دروغ نشنیده ام، بعلاوه او خودبین نیست و با همه نیکی می کند و صفات نیکوی بسیار دارد. هرچه هم درباره ی من گفته است راست است؛ من پر از عیبم !»

شاه گفت : «آنقدر از رفیقت تعریف نکن که این تعریف خودت باشد که با او دوستی؛ زیرا دوست به دوست شناخته گردد.»

غلام پاسخ داد : «قسم به همه ی پیامبران و مقدسان و عرفا» (یکی یکی نام می برد(

 

که صفات خواجه تاش و یار من      هست صد چندان که این گفتار من

شاه می پرسد : «حال از خود بگو که چه هستی و چه نیکویی هایی داری ؟»

غلام جواب می دهد : «با وجودی که رفیق من بسیار جوانمرد و دادگر است، یک عیب دارد که هرگز خودبین و متکبر نیست. او همیشه عیب خود را می گوید و در پی عیب جویی دیگران نیست. درحالی که من پر از عیب و ایرادم.»

شاه می گوید : «بس کن ! من در پی آزمایش رفیقت هم برمی آیم، آنگاه می بینی که رسوایی به بار می آورد و تو شرمگین می شوی.»

غلام می گوید : «تحقیق بفرمایید، من جز راستی و درست کرداری از او ندیده ام. او مردی نیک است.»

چیزی نمی گذرد که آن غلام زیبا از حمام برمی گردد. شاه غلام پیشین را پی کاری می فرستد و با او به گفت و شنود می پردازد تا امتحانش کند. لذا نخست از جمال و کمالش تعریف می کند و سپس می گوید :

 

ای دریغا گر نبودی در تو آن     که همی گوید برای تو فلان

شاد گشتی هرکه رویت دیده ای   دیدنت ملک ِجهان ارزیده ای

غلام می گوید : «از سخنانی که آن بی دین درباره ی من گفته است چیزی بگو تا بدانم.»

شاه می گوید : «آن غلام می گوید که تو دو رو هستی، پیش رو یک جوری، پشت سر یک جور دیگر.»

غلام وقتی این سخنان را شنید برآشفت و چون شعله ی آتش برافروخت و با خشم تمام گفت : «او از همان اول که با من رفیق بود همواره چون سگ نجاست می خورد.» و شروع کرد به بدگویی و ناسزا.

شاه گفت : «بس است، دانستم که : «از تو جان گَنده ست و از یارت دهان»

 

پس نشین ای گَنده جان از دور تو     تا امیر او باشد و مامور تو

اینجاست که مولانا نتیجه ی کلی داستان را این گونه بیان می کند :

 

پس بدان که صورت ِخوب و نکو     با خصال ِبد نیرزد یک تـَسو

ور بود صورت حقیر و دلپذیر       چون بود خُلقش نکو در پاش میر

صورت ِظاهر فنا گردد بدان         عالم  ِ معنی بماند جاودان

بگو:پروردگارا مرا در هر کار با صداقت وارد کن و با صداقت خارج ساز!

و از سوی خود حجتی یاری کننده برایم قرار ده.          

                                                             الاسراء:۸۰

امروز سه شنبه در واقع آخرین روز کاری من به حساب می یاد.امتحانات بچه ها تموم

 شد و به نوعی تا مهر سال آینده کار بخصوصی ندارم.واقعا نمی دونم تواین یه سال

تونستم راه زندگی رو به بچه ها نشون بدم؟؟تونستم اونطور که باید بهشون چیزی یاد

بدم؟؟الان که دارم اینا ر و مینویسم یه سال گذشته یه سال پر از غم و شادی!یه

سالی که با درس خوندن و درس دادن گذشت!عمره که داره میگذره و بیشتر وقتا

نمیبینیمش!

میخوام تا فرصتی هست بخونم و بخونم!!!

 

 

تقدیم

 

 تقدیم به یه دوست ویژه