دلم جنون می خواهد
دلم جنون می خواهد...
هوا همیشه قبل از تقویم خبر می آورد.بخصوص در روزهای کسل کننده ی اسفند.
ایستاده ام وسط بحبوحه ی هفت سین و ماهی و....
مبهوتم!
یکی بیاید یک پتک را محکم بکوبد توی سرم و مرا ازین خواب دم عید بیدار کند...
یکی بیاید در یک شب برفی درست وسط کوچه دست های مرا سفت بگیرد بعد با
هم بچرخیم ....تند.....خیلی تند...آنقدر تند که سرمان گیج برود و پرت شویم وسط
زمین ...بکر....و بعد با هم زیر باران بدویم......
یکی بیاید با هم وسط یک میدان شلوغ ،بلند آواز بخوانیم،یک آواز خیلی غمگین..
دلم جنون می خواهد....
